تبليغاتX
جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه کرمان - گفتگوی دکتر رضا خاتمی با اعتماد

جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه کرمان

گفتگوی دکتر رضا خاتمی با اعتماد

براي پيروزي در انتخابات از هيچ چيز رويگردان نخواهند بود

 روزنامه اعتماد کيوان مهرگان؛ دکتر محمدرضا خاتمي از اعضاي بلندپايه حزب مشارکت به دليل نزديکي با سيدمحمد خاتمي اين روزها بيش از هر فعال سياسي اصلاح طلبي درباره حضور يا عدم حضور رئيس جمهور دوره اصلاحات مورد پرسش قرار مي گيرد. اما برادر کوچک نسبت به تصميمات برادر بزرگ خود را بي اطلاع نشان مي دهد. در اين گفت وگو نيز دبيرکل سابق حزب مشارکت از هرگونه پاسخ روشني درباره تصميم به اعلام حضور سيدمحمد خاتمي خودداري کرد اما اين همه داستان اصلاح طلبان نيست. علاوه بر ترديدهاي نامزد انتخابات، اتهاماتي که به کليت جريان اصلاحات وارد مي شود، اصلاح طلبان را به دفاع از آنچه در هشت سال اصلاحات گذشت، وادار مي کند. از ميان اتهامات ريز و درشت، اتهام سربرآوردن دولت احمدي نژاد به خاطر عملکرد اصلاح طلبان محور گفت وگو با رضا خاتمي است.

---

- يکي از انتقادات و ابهاماتي که به اصلاح طلبان مطرح مي شود اين است که پيدايش پديده يي به نام احمدي نژاد و دولت او زاييده اصلاحات و اصلاح طلبان است. آيا اين گزاره را قبول داريد. در پاسخ به کساني که چنين مساله يي را مطرح مي کنند چه پاسخي داريد؟

من فکر مي کنم اين انتقاد در درون برخي از اصلاح طلبان وجود دارد که نام آنها را مي توان اصلاح طلبان ناراضي از اصلاحات گذاشت، کساني که توقع و انتظار داشتند از نردبان اصلاحات بالا روند و به مقام و جايگاه خاصي که در نظر داشتند، برسند و چون به اين جايگاه نرسيدند، ناکامي خود را به گردن اصلاحات و عمدتاً دولت آقاي خاتمي مي گذارند. به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد نشان دهنده يک ضعف در دموکراسي ايراني است. به جاي آنکه بخواهيم بگوييم حاصل عملکرد ضعيف اصلاح طلبان است، اگر اين گزاره را به اين صورت مطرح کنيم که چرا اصلاح طلبان پايه هاي دموکراسي را در کشور آنچنان محکم نکردند که کسي که به اصلاحات و مباني آن اعتقاد ندارد در راس قدرت اجرايي قرار مي گيرد، شايد تا حدودي قابل قبول باشد، اما همه ما مي دانيم اصلاح ساختارهاي اجتماعي که دموکراسي در کشور نهادينه شود، با چهار، هشت يا 10 سال انجام شدني نيست. در کشوري که 2500 سال استبداد وجود داشته است، نمي توان در عرض چند سال تمام تفکرات استبدادي درون ذهن افراد و فقدان و نبود نهادهاي مدني پشتيبان دموکراسي را جبران کرد. اکنون که چهار سال از دولت آقاي احمدي نژاد سپري شده است، مشاهده مي کنيم آنچه به عنوان ضعف دولت و جريان اصلاحات در درون حکومت گفته مي شود حاصل يک سري تبليغات و سياه نمايي هايي بوده که در آن زمان صورت گرفته است. اگر تمايل مردم را به برگشتن آقاي خاتمي و روي کار آمدن اصلاحات مقايسه کنيد، ملاحظه خواهيد کرد که کم نظير است و اتفاقاً اين اقبال امروز استثنائاً به طرف آقاي خاتمي است، يعني مردم اصلاحات را در آقاي خاتمي خلاصه کرده اند. من نمي خواهم از قول مردم صحبت کنم ولي تمايلاتي که در اقشار مختلف مردم مشاهده مي کنم چنين است. در کارمند، کارگر، دانشگاهي، دانشجو و حتي گاهي در بين دولتمردان جناح راست مشاهده مي شود. در آنها هم تمايل به بازگشت هست، بنابراين من فکر مي کنم اين چهار سال براي ابطال نظريه يي که مطرح کرديد دوران بسيار خوبي بود، ضمن اينکه بايد قبول کرد جريان اصلاحات هم مانند هر جريان ديگري داراي ضعف است و به آن ايراد و انتقاد وارد است. اما اين وصله ناچسبي است که بگوييم روي کار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد حاصل عملکرد جريان اصلاحات است، مگر آنکه کساني که اين عقيده را دارند بگويند انتخابات مجلس هاي هفتم و هشتم که سبب پاگرفتن و پرواز آقاي احمدي نژاد شد، يک انتخابات سالم، دموکراتيک و بدون عيب و نقص بوده است. کساني که اين حرف را مي زنند در حقيقت چشم خود را روي واقعيت هاي تلخ جامعه سياسي ايران بسته اند.

-آقاي دکتر، اساساً چرا اين ذهنيت شکل مي گيرد که برآمدن يک دولت را به دولت ديگري ربط دهند؟

من اين مساله را فرافکني مي دانم.

دکتر سید محمدرضا خاتمی عضو شورای مرکزیمن فکر مي کنم اگر امروز سرمايه يي به عنوان «اعتبار ملي» داريم بخشي از آن به خاطر اين است که ما نشان داديم در اصلاحات اصول داريم. اگر انسان در هر شرايط و وضعيتي در انتخابات شرکت کند، من معتقدم تمام تلاش بايد صورت بگيرد و شرکت کند اما اگر هيچ راه و امکاني را باقي نگذارند قدرت طلبي است، اصلاح طلبي نيست. شايد ايرادي که مي توان به بخشي از اصلاح طلبان گرفت اين است که اصلاح طلبي اصول دارد. تا کجا مي خواهند روي اين اصول بايستند و در کجا از اصول خود کنار مي گيرند و اين محل ايراد است.

 -فرافکني از چه چيزي است؟

فرافکني از ضعفي که خودشان دارند، يعني به جاي اينکه بگويند همه ما چه عملکردي داشته ايم، چه جاهايي اشتباه و چه جاهايي درست عمل کرديم و چه کارهايي نبايد انجام مي داديم و چه کارهاي را بايد با قدرت بيشتري انجام مي داديم، چه جاهايي بايد قوي تر و قدرتمند تر مي ايستاديم، به جاي آن مي خواهند بگويند هيچ عيبي ندارند و هر عيبي هم که هست در جاي ديگري است که سبب شده اين ناکامي حاصل شود و اين معناي فرافکني است؛ يعني خود را از هر عيبي مبرا کردن و همه اشکالات را به گردن ديگري يا ديگران انداختن.

-حضرتعالي اشاره کرديد قصد دارند تقصيرات را به نوعي به گردن دولت اصلاحات بيندازند، اما اصلاح طلبان هم در مجلس و هم در شورا حضور داشتند، مي خواهيد بگوييد آيا آنها مقصر نبودند؟

زمان آقاي احمدي نژاد که در مجلس نبودند.

-پيش از آن چنين عملکردي داشتند؟

در انتخابات مجلس هفتم 2500 نفر از کانديداي رده يک، دو، سه و چهار اصلاح طلبان را رد صلاحيت کردند. به همين دلايل بخش عمده يي از اصلاح طلبان شرکت در آن انتخابات را مجاز ندانستند و آن را انتخابات نمايشي مي دانستند و در آن انتخابات شرکت نکردند. در نظام هايي که در حال گذار هستند، انتخابات مي تواند نقش مهمي داشته باشد، اما احساس ما در آنجا اين بود که ما فقط زينت المجالس هستيم و فقط از ما براي مشروعيت بخشيدن به انتخاباتي که سرنوشت آن از قبل تعيين شده است استفاده مي کنند. انسان نبايد سرمايه خود را، هر چند اندک، در پاي مطامع اقتدارگرايان از بين ببرد. من فکر مي کنم اگر امروز سرمايه يي به عنوان «اعتبار ملي» داريم بخشي از آن به خاطر اين است که ما نشان داديم در اصلاحات اصول داريم. اگر انسان در هر شرايط و وضعيتي در انتخابات شرکت کند، من معتقدم تمام تلاش بايد صورت بگيرد و شرکت کند اما اگر هيچ راه و امکاني را باقي نگذارند قدرت طلبي است، اصلاح طلبي نيست. شايد ايرادي که مي توان به بخشي از اصلاح طلبان گرفت اين است که اصلاح طلبي اصول دارد. تا کجا مي خواهند روي اين اصول بايستند و در کجا از اصول خود کنار مي گيرند و اين محل ايراد است.

-اينجا يک سوال پيش مي آيد، تفاوت انتخابات در مجالس هفتم و هشتم چه بود که اصلاح طلبان با وضعيت بسيار بدتري حاضر شدند در انتخابات مجالس هشتم با تابلوي ائتلاف ياران خاتمي شرکت کنند؟

بايد بازخواني انتخابات مجلس هشتم هم انجام شود. اولاً انتخابات مجلس هفتم با انتخابات مجلس هشتم تفاوت بسياري داشت. اولين تفاوت اين بود که چه کسي اين انتخابات را برگزار مي کند، اين نکته بسيار مهمي است. دولتي که اصلاح طلب و پايه گذار اصلاحات در کشور است و اصولي را اعلام کرده و قول داده که انتخابات فرمايشي را برگزار نمي کند، يک مساله است. زماني است که اگر انتخابات از روح خود خالي شود، شرکت در انتخابات يک معنا مي دهد و زماني هم هست که دولت به دموکراسي اعتقاد ندارد و اقتدارگرا است و عملاً همه امکانات خود را براي تحقق آنچه خود مي خواهد به کار مي بندد. اما شما مي دانيد که حتي اگر از اين دولت يک کرسي مجلس را بگيريد، نشان دهنده استمرار و پويايي جريان اصلاحات است. مساله دوم اين بود که در انتخابات مجلس هشتم تکثرگرايي وجود داشت که در انتخابات مجلس هفتم اين حالت وجود نداشت. در انتخابات مجلس هفتم فقط يک جريان در انتخابات شرکت داشت و آن هم جريان محافظه کار بود و هيچ يال و کوپال و اقتدار و قدرتي براي جريان اصلاح طلب باقي نگذاشته بودند که در آن انتخابات شرکت کند و مسابقه يي بود که فقط يک دونده داشت و با هر سرعتي که مي رفت، اين دونده به پايان مي رسيد، اما در انتخابات مجلس هشتم در ميان خود اردوگاه اصولگرايان رقابت جدي وجود داشت و نتيجه آن اين بود که دولت آقاي احمدي نژاد در انتخابات مجلس هشتم شکست خورد

کما اينکه در انتخابات شوراها آن وضعيت رخ داد. ما تجربه شوراهاي سوم را هم در پيش داشتيم که نشان داد اگر حرکت درست انجام شود پيروزي دور از دسترس نيست و به نظر ما رسيد که اگر انتخابات خوبي برگزار مي شد 50 درصد کرسي هاي مجلس در اختيار اصلاح طلبان است. کما اينکه در اغلب حوزه هايي که توانستيم شرکت کنيم کانديداهاي اصلاح طلبان وارد مجلس شدند. اينکه اقليت مجلس قوي يا ضعيف عمل مي کند بحث ديگري است، اما ما به عنوان جريان مشارکت به نوع و نحوه حضور در انتخابات مجلس هشتم هم انتقاد داشتيم.

-چه انتقادي داشتيد؟

گفته بوديم يکي از معيارهاي اصلي ما براي شرکت در انتخابات اين است که انتخابات رقابتي باشد و اين را پذيرفته ايم، همه گروه اصلاح طلب هم اين مساله را پذيرفته اند، بنابراين به نوعي در انتخابات شرکت مي کنيم که کانديداهايي که معرفي مي کنيم امکان راي آوري داشته باشند و واقعاً هم در جبهه اصلاحات قرار گرفته باشند. ممکن است نيروهاي بسيار خوبي باشند ولي ممکن است ما آنها را نشناسيم. کساني که ما آنها را مي شناسيم و به اصول اصلاحات وفادار هستند را در ليست قرار مي دهيم. مشاهده کرديم که ناگهان آنها را در تهران از دور خارج کردند. ما مخالف حضور تمام قد در انتخابات مجلس بوديم، گفتيم اگر هشت يا 10 نفر باقي گذاشتند با همين تعداد شرکت مي کنيم لزومي ندارد که ليست 30 نفره بدهيم. دوستان بحث ها و صحبت هايي داشتند اما با تجربه يي که در انتخابات رياست جمهوري داشتيم و مي دانستيم تفرق شکست بدتري است تصميم گرفتيم تا آخر با هم باشيم، زماني که ديديم منطق، استدلال و نيروي ما پيش نمي رود، چاره يي نديديم جز اينکه با اين جريان همراهي کنيم، به رغم اينکه به آن انتقاد داشتيم.

-يعني به وظيفه اصلاح طلبي خود عمل نکرديد؟

عمل کرديم زيرا ما در جريان انتخابات، از ابتدا که ائتلاف شکل گرفت راجع به اين مسائل کاملاً يکديگر را روشن نکرده بوديم که تا کجا با هم باشيم و در کجاها با هم نباشيم. در حقيقت يک ائتلاف بدون قيد و شرط شکل گرفته بود و در ميان راه با توجه به اينکه اکثريت گروه هاي اصلاح طلب موافق ادامه اين راه بودند، احساس کرديم بيرون آمدن ما تحميل شکست از پيش تعيين شده براي جبهه اصلاحات است و نمي خواستيم عامل اين کار باشيم و قسمتي از بار ضعف را هم بر دوش گرفتيم. يعني اينجا ما ميان دو اصل اصلاح طلبي مانده بوديم؛ يکي اصل وفاي به عهد، همراهي و ائتلاف که استراتژي اصلي حزب ما شده است و ديگري حضور بايدي که لزوماً براي مردم به عنوان يک هويت اصلاح طلبي شناخته شده نبود، بنابراين ما ميان بد و بدتر، بد را انتخاب کرديم، البته اين انتخابات مجلس هشتم درسي براي ما و ساير دوستان ما شد که کدام تحليل ها درست تر است. آيا تحليلي که مي گويد بازيچه دست اقتدارگرايان شدن هم شکست دارد و هم بدنامي دارد، بهتر است اين انجام شود يا با اصولي، حتي در انتخابات شرکت نکرد يا محدود شرکت کرد. به نظر من در انتخابات مجلس هشتم اين جنبه به خوبي روشن شد و حاصل آن اين بود که ما در دوره هاي بعدي در ائتلاف بي قيد و شرط نيستيم.

-الان در انتخابات رياست جمهوري هم به همين صورت است؟

بله، بي قيد و شرط نيستيم و تحفظ داريم. درست است که ممکن است نسبت به خيلي از ايده هاي حزب کوتاه آييم ولي اصول اصلي اصلاح طلبي که خط قرمز است را موظف مي دانيم رعايت کنيم و چون از ابتدا اين حرف ها را به دوستان ديگر موتلف خود گفته ايم هيچ ابايي نداريم که اگر زماني از خط قرمز عبور مي کرد و اصول زير پا گذاشته مي شد اعلام کنيم که ما در برابر شما نمي ايستيم ولي لزوماً نمي توانيم در اين ائتلاف شرکت کنيم.

-اکنون در شرايط کنوني خط قرمز حزب مشارکت چيست؟

ما خط قرمز مهمي نداريم. خط قرمز اين است که ما بايد در انتخاباتي شرکت کنيم که رقابتي باشد، اين اولين نکته است.

-در هر انتخابات؟

بله هر انتخاباتي. يعني کانديدايي که وارد عرصه مي کنيم قدرت رقابت را داشته باشد. اگر قرار باشد هيچ کانديدايي که قدرت رقابت ندارد باقي نگذارند لزومي ندارد در اين انتخابات شرکت کنيم. موضوع تحريم نيست، ما کانديدا نداريم. کار در زمينه اصلاح طلبي درون جامعه و بخش هاي ديگر مملکت غير از قوه مجريه و مقننه وجود دارد که به آن کارها مي پردازيم و وقت را صرف آنها خواهيم کرد، چه دليلي دارد هزينه مادي و معنوي بپردازيم در حالي که شکست آن از قبل مشخص است. اين شرط اول بود. دوم نحوه انتخابات سالم است، ما مي دانيم که نمي توانيم انتخابات صد درصد سالم داشته باشيم ولي در حد عرف جمهوري اسلامي باشد که ارزيابي ها نشان دهد در انتخابات راي مردم در مجموع پاس داشته مي شود. براي ما مهم است که بخشي از آن به خود ما مربوط است که بتوانيم قدرت نظارت خود را گسترش دهيم و سازمان هاي مخصوصي به همراه نيروهاي تربيت شده براي نظارت بر آرا و نظارت بر صندوق ها و نحوه راي گيري و شمارش آرا داشته باشيم. بخشي از آن هم دست ما نيست. نظاره مي کنيم که سازمان هاي مخفي اثرگذار بر آراي مردم چطور از بيت المال و امکانات ملي استفاده يا سوءاستفاده مي کنند تا در انتخابات اثرگذار باشند. از وجنات صدا و سيما پيدا است که قصد دارند در انتخابات چه کار کنند، اين هم ارزيابي ديگر ما است که البته يک ارزيابي ديناميک است و اين طور نيست که بگوييم چون امروز اين اتفاق رخ داد تا انتها به همين صورت خواهد بود. ما بايد از قدرت اثرگذاري تاثير و تاثر متقابل استفاده کنيم شايد بتوانيم برخي از اين موارد را اصلاح کنيم. با افشاگري، اعلام مواضع، لابي کردن و... نشان دهيم اين خطاها و اشتباهات در حال صورت گرفتن است و بايد جلوي آن گرفته شود يا از طريق افکار عمومي جلوي آنها را بگيريم. ممکن است آنها براي دستکاري کردن در انتخابات برنامه ريزي کرده باشند اما ممکن است ما اين قدرت را در خود ببينيم که جلوي اين دستکاري را تا حد ممکن بگيريم تا در نتيجه نهايي انتخابات اثرگذار نشوند. اين دو اصل مهم است؛ يکي اينکه انتخابات با هر مکانيسمي در يک سلامت نسبي برگزار شود و ديگر اينکه ما کانديداي قابل رقابت داشته باشيم. اگر ما در آن انتخابات شرکت کنيم و حتي شکست بخوريم هيچ مساله يي نيست. فکر مي کنم به روند دموکراسي در کشور کمک کرده ايم.

-بنابراين اگر اين دو اصل محقق شود، آيا دوستان ديگر اصلاح طلب در احزاب و گروه ها اين مساله را پذيرفته اند؟

خير. برخي از دوستان جريان اصلاحات معتقد هستند اصل انتخابات، اصل است و شرکت در انتخابات اصل است.

-يعني شما با اين موضع در اقليت هستيد؟

خير، ممکن است ما در اقليت نباشيم. ممکن است سر و صداي ما به اندازه آنها بلند نباشد، مساله اين است. چه در جريان هاي اصلي اصلاحات و چه در حواشي اصلاحات اتفاقاً نظر ما نظر غالبي است. اما با توجه به اينکه همه امکانات در دست رقيب است، اگر يک سازمان، حزب يا جريان کوچک اصلاحات، يک ساز مخالف بزند آن را به يک جريان عظيم تبديل مي کنند و به علم آن باد مي دهند و آن را برافراشته و در بوق و کرنا مي کنند. مساله اصلي اين است که متاسفانه در کشور ما بخش هايي که بار اصلي اصلاحات بر دوش آنها قراردارد امکان رساندن صداي آنها به گوش مردم به حد کافي وجود ندارد، بنابراين توقع ما اين نيست. بهترين کار اين بود که همه اصلاح طلبان به يک ساز و کار دموکراتيک تن مي دادند و براساس آن هرچه اکثريت تصويب مي کرد همه به آن پايبند بودند.

-دقيقاً سوال بعدي من همين بود، چشم اندازي که در انتخابات رياست جمهوري پيش روي خود مي بينيد، معطوف به آن استراتژي است که حزب انتخاب کرده که نگهداري و حفظ ائتلاف اصلاح طلبان باشد يا خير؟

خير، درون حزب آقاي خاتمي رسماً به عنوان کاندايدا اعلام شده است و معتقد هستيم اگر ديدگاه و نظر حزب تحقق پيدا کند و آقاي خاتمي قبول کنند در انتخابات وارد شوند ما در جريان اصلاح طلبي هيچ مانعي نداريم.

-براي ائتلاف؟

هم ائتلاف، هم شرکت در انتخابات و هم پيروزي در انتخابات.

-به چه دليل تا اين حد مطمئن هستيد؟

نمي توان گفت چرا مطمئن هستيم.

-حتماً بايد يکسري پارامترها را در اختيار داشته باشيد که اين اطمينان وجود دارد؟

بله، اين پارامترها در اختيار ما است.

-مي توانيد آنها را بيان کنيد؟

پارامترهاي علمي است، نظرسنجي ها، رايزني هاي انجام شده لابي هاي صورت گرفته است، رفتار طرف مقابل است که اکنون به تخريب روي آورده است بدون اينکه اثري از آقاي خاتمي در انتخابات باشد خود را باخته اند، نوع موضع گيري ها و حملات تخريبي آنها که وجود دارد. براي تخريب آقاي خاتمي از بالا تا پايين وارد اين ميدان شده اند زيرا اگر آقاي خاتمي رقيب جدي نبود، مانند بقيه بود که آنها تخريب نمي کردند. مجموعه اين مواردي که وجود دارد و تحليل و شم سياسي، مشاهدات، نظرسنجي ها، رفتار طرف مقابل، رفتار جريان هاي مختلفي که درون اصلاحات وجود دارد و رايزني هايي که درون اصلاحات انجام مي شود ما را به اين نتيجه مي رساند که اگر آقاي خاتمي بيايد ما در اجماع اصلاح طلبان هيچ مشکلي نداريم. نمي گويم درون اصلاحات هيچ کانديداي ديگري نخواهد بود، اما مساله نخواهد شد، با وجود آقاي خاتمي هر کانديداي ديگري هم باشد در مورد پيروزي با مجموعه موارد به خصوص نظرسنجي هايي که طرف مقابل انجام داده است و آنها را نگران کرده است، ما در پيروزي آقاي خاتمي، در حدي که حتي بر پنج يا شش ميليون دستکاري راي هم غلبه کند هيچ ترديدي نداريم. اينها همگي فرضي است که آقاي خاتمي بيايد.آقاي خاتمي اگر تصميم نگرفته باشد که بيايد، که هنوز تصميم نگرفته است، اين موضوع، موضوع دوم خواهد شد که وقتي آمد چه بايد بکند. اما در حالتي که آقاي خاتمي حضور نيابد، ما به عنوان جبهه مشارکت تمام تلاش خود را مي کنيم که اصلاح طلبان به کانديداي واحد قدرتمندي برسند.

-با همين کانديداهاي موجود يا ممکن است کانديداي ديگري وارد عرصه شود؟

ممکن است کانديداي ديگري وارد عرصه شود اما مساله مهم اين است که ما بايد با يک کانديدا وارد ميدان شويم، اين شرط اول است. شرط دوم اين است که کانديدايي باشد که قدرت رقابت داشته باشد؛ با کانديداي اصلي جريان راست رقابت کند.

-نمي توان به مصداق هاي آن اشاره کرد. ويژگي هايي که کانديدا قابليت رقابت و پيروزي داشته باشد، زيرا شما صرفاً براي گرم کردن تنور انتخابات شرکت نمي کنيد و قصد پيروزي داريد.

درست است. بايد ديد علت استقبال و اقبال مردم به آقاي خاتمي چيست، اين مهم است. فرض کنيد آقاي خاتمي تجربه هشت ساله دارد. کارنامه کساني که مي خواهند وارد عرصه شوند در دوران اصلاحات اهميت دارد که کجا بوده اند و براي اصلاحات چه کارهايي انجام داده اند که مردم آنها را به عنوان اصلاح طلب واقعي قبول داشته باشند. منش و اخلاق آقاي خاتمي و قدرت جمع کردن نيروهاي مختلف به دور خود مطرح است. اين موارد را مي توان در درون جريان اصلاحات مطرح کرد.از طرف ديگر بايد کسي باشد که مردم در نظرسنجي ها نشان دهند که اگر اين فرد کانديداي واحد باشد به او راي مي دهند. اگر ما با يک کانديداي واحد حضور يابيم و در انتها بيش از پنج ميليون راي نياوريم و از ابتدا همه مي دانستيم بيشتر از اين راي نمي آوريم، لزومي ندارد که حتماً در اين انتخابات شرکت کنيم.

-در گروه هاي اصلاحي اين اصول چقدر خريدار دارد؟

اين اصل به قدري منطقي است که هيچ کس استدلالاً و برهاناً نمي تواند با آن مخالفت کند، اما در عمل به صورت ديگري عمل مي کنند که باز در جريان اصلاح طلب در اکثريت نيست. مجموعه شرايط سياسي موجود در کشور، امکانات تبليغي و مسائل ديگري که وجود دارد مطرح مي شود و جناح مقابل روي آنها زوم، تبليغ و کار مي کنند و مسائل را پيش مي برند.

-شما اشاره کرديد که جريان تخريب در مورد آقاي خاتمي آغاز شده است و از طرفي برخي از مشاوران آقاي احمدي نژاد نامه مي نويسند که آقاي خاتمي نيايد، اينها نشان دهنده چيست؟ آقاي خاتمي قصد دارند بيايند؟

آقاي خاتمي هنوز تصميم نگرفته و اگر هم تصميم گرفته اعلام نکرده است و شايد به اين زودي هم اعلام نکند که قصد دارد چه کند زيرا آقاي خاتمي به خرد جمعي احترام مي گذارد و نمي خواهد بر آنچه خود فکر مي کند درست است پافشاري کند و حرف ديگران را نشنود، اما همين که اسم آقاي خاتمي به طور جدي مطرح مي شود عده يي وحشت مي کنند. اين جريان تخريبي که آغاز شده ناشي از اين است که مي دانند اگر آقاي خاتمي بيايد، آنها به رغم تمام دستکاري هايي که در انتخابات مي کنند شانسي براي پيروزي ندارند، اين را مي دانند، بنابراين بايد آنقدر فشار بياورند که آقاي خاتمي را منصرف کنند و اين را هم مي دانند که اين جريان تخريب راي آقاي خاتمي را کم نمي کند بنابراين با تمام قواي خود در اين زمان وارد ميدان مي شوند که آقاي خاتمي را از آمدن منصرف کنند. اگر بتوانند اين کار را بکنند خيال آنها براي انتخابات راحت مي شود. آقاي خاتمي اصلاً به اين جريان تخريب اعتنا ندارد. آقاي خاتمي در خلوت و آرامش خود با تجربه هشت ساله يي که دارد دقيقاً فکر و رايزني مي کند. آنچه مدنظر آقاي خاتمي است، اين است که اگر رئيس جمهور شود براي ملت چه کاري انجام دهد و چه اندازه اجازه مي دهند که کار کند، عمده هم همين است زيرا ما معتقد هستيم هر چند اداره کشور مشکل باشد و پايه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را تخريب کرده باشند، ظرفيت هاي ملي آنقدر زياد است که بتوان امور را به صلاح آورد اما قدرت تخريبي که اکنون با اين امکان وارد مي شود پس از انتخاب آقاي خاتمي ممکن است با قدرت بيشتري وارد شود و معلوم نيست که فروکش کند. ترديد ندارم که اگر آقاي خاتمي در انتخابات پيروز شود قصد دارند اين پيروزي را به کام مردم تلخ کنند و از مردم انتقام بگيرند. آقاي خاتمي اين مسائل را مي سنجد که مشاهده کند بعد از شب پيروزي انتخابات نهادهاي مختلفي که در کشور قدرت دارند با اين پيروزي چطور برخورد مي کنند و چقدر حاضرند کارشکني نکنند. از آنها انتظار همراهي وجود ندارد بنابراين به اين جريان تخريبي اطمينان مي دهم که در آمدن و نيامدن آقاي خاتمي هيچ اثري ندارند.اگر آقاي خاتمي فردا بيايد تمام اين کارها المنصورا شده است اما اگر آقاي خاتمي نيايد، آنها مطمئن باشند که به خاطر اين تخريب ها و فشارها نيست که آقاي خاتمي نمي آيد. احساس آقاي خاتمي اين است که صلاح کشور در چيست. اگر نمي آيد شايد حس مي کند صلاح کشور در اين است که نيايد.

-خودشان اعلام کرده اند بهتر است به سمت کسي بروند که حساسيت روي او کمتر است. آيا وقتي آقاي خاتمي مورد پذيرش قرار نگيرد و حساسيت روي او زياد باشد شخص ديگري وجود دارد که حساسيت روي او کمتر باشد؟

من ترديد ندارم اگر حساسيت را کنار بگذاريم، حداقل درون جريان اصلاحات 10 کانديدا داريم که صد درصد پيروز انتخابات خواهند بود.

-در مقابل آقاي احمدي نژاد؟

در مقابل آقاي احمدي نژاد، اما اين حساسيت ها خيلي بيشتر از آقاي خاتمي هم روي آنها وجود دارد. اما هنوز مي توان چهره هايي را پيدا کرد که حساسيت تا آن حد روي آنها وجود نداشته باشد و بتوانند بيايند. براي مصاديق آن در جاي ديگر و به زبان ديگري بايد بحث کنيم، اما گرفتاري بزرگ در ساختار سياسي کشور اين است که ما وقتي به افراد مختلف مي نگريم اگر ملاحظه کنند که يک نفر امکان پيروزي دارد به او حساس مي شوند يعني همان طور که به آقاي خاتمي حساسيت وجود دارد، نسبت به آن شخص هم حساسيت به وجود مي آيد يعني جناح اقتدارگرا براي پيروزي در انتخابات از هيچ چيز رويگردان نخواهد بود، به همين دليل است که بخش بزرگي از اصلاح طلبان که اصرار دارند آقاي خاتمي بيايد، مي گويند براي عبور از موانع سنگين و بزرگ بايد بزرگ ترين سرمايه و قدرت آورده شود. در مورد کسان ديگري که از نظر جايگاه اجتماعي، سياسي و مقبوليت داخلي و خارجي پشت سر آقاي خاتمي قرار مي گيرند عبور از اين موانع دچار اشکال مي شود، اين مساله است که عده يي فقط روي آقاي خاتمي تاکيد مي کنند اما من به رغم همه اين مسائل فکر مي کنم اگر ما به اصول اصلاح طلبي وفادار بمانيم مي توانيم کساني را پيدا کنيم که بتوانند در اين جايگاه ايفاي نقش کنند و از پس انتخابات برآيند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 19:31  توسط کمیته اطلاع رسانی  |